خرید بک لینک

هرآنچه بی هیچ مقدمه ای قادر به بیان نمی باشیم.برای لحظه ای که خود باشیم و برای نگاه دیگری،آن او نشویم.
دنیا همه هیچ واهل دنیا همه هیچ,ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی,مهر است و محبت است و باقی همه هیچ(حضرت مولانا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 0:39

هرآنچه بی هیچ مقدمه ای قادر به بیان نمی باشیم.برای لحظه ای که خود باشیم و برای نگاه دیگری،آن او نشویم.
دنیا همه هیچ واهل دنیا همه هیچ,ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از عمر چه ماند باقی,مهر است و محبت است و باقی همه هیچ(حضرت مولانا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 6 مهر 1399 ساعت: 17:46

تنها امکانی که قادر هستیم میزبان این مهمان ناخوشایندبدنام کرونا نشویم موازی با محبوس محیط خویش و وسواس مراقبت از وجود خاکی ،آنست که به معانی مختلف: خدا، کائنات و خوبی ها که همگی در یک کلمه منجمد شده اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت: 8:54

حال که امروز تب و تاب رودخانه خروشان از ولع بلع خیر و خوبی سیر شده است و آرامشی لااقل در نیمروز این بیشه شیر نماهای چه دانم صفت؟ حاکم گشته است و میتوان فرصتی را طلب کرد بر اعمال گذشته که عمیقاً آنچه رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

هرازگاهی تازگی دیدار ،تشویشی را یادآور میشود که خدا همین نزدیکی هاست...نکند که شایدها باشد....تقلای آب و آتش برتری ندارد چراکه روزگار سرد ،نیازش آتش است و فصل گرما ،آب را طلب است.

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

گاهی باید ماند دراین سودای هیولای زمان که خود بی نقش است از نقشی که باید باشد.هنرش بی نقشی است در ورای نقاش که هیچ نقشی برتر از نگار ذهنش به رنگ نمی شود.آنجاست که تنهایی!!!!.آنقدر که دیگر خودت نیز نیستی.بایدی بایدش که تنهایی را رفیق دانی که بیشتر دانسته باشی که باید میرفت.هرچند بیهوده نبوده این مسیر،دیگر همدم این دل درقفس نیز یارای همراهی نیست.دیگر آن همدم نیز محرم این غربت نیست.

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

چه زود ،زود بود و چه دیرهایی که دیر بود و هرکدوم وقتش نبود و شاید آلان وقت آنی باشد که یادیرشده ویا زود است،دنیا پراز حسرتایی است که تو حال خلاصه شدن،حالیکه دیگه حال نیست حالش،حالیکه که دیگه خیلی زود ،دیر شده و این همون دیرین رفیق نیمه راهی است که بالاجبار باید ترکش کنیم و یادگارها ،روزها یادی ازش بکنیم.آری دیر گمان زود برده ایم و زود قضاوت دیر کرده ایم ،همان دو ملکی که خدایش گفت نخواهند رسید بهم جز در خوبی و خوبی و خوبی...انشالله شب با عافیتی باشد.(م.آشنا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

اقلیم این اسلیم توانگری جادو را نصیب هرمحبتی میکند که هویدای بخششی فراتر از عشق زمینی است که به مشام هر عاشق این کره خاکی میرسد،آنجاست که زندگان این مردگان اضهرالشمس میشوند و در یک جمله عبور (هجرت)از خویشتن و هبوط از نفس .....محبت بی حصر و اندازه چراکه در این وانفسای بی نفس دنیا فرصتی برای بدی نیست......محبت و بس!!!!(م.آشنا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

هرآن زمان که دیگر فرصت نیست،خواستگاه حسرتی است که همگان فرصت طلب، به مدد خواسته اند ،آه.ازنهان برمیخیزد و نیست گوشی که طلب کند صدایش را .فریاد این سکوت گوش همگان را شیوا و خود را کر کرده است.....(م.آشنا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

سه چیز را با احتیاط بردار:قدم،قلم، قسم!سه چیز را پاک نگه دار:جسم،لباس،خیالاز سه چیزکار بگیر:عقل،همت، صبر!از سه چیز خود را دورنگهدار:افسوس، فریاد، نفرین!سه چیز را آلوده نکن:قلب، زبان، چشم!اما سه چیز راادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

نه تو می مانینه اندوهو نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

قربان وفا و غروب معرفت که هردو قربانی گذشت زمونه هستند.هرچند که زمان و زمانه گذشتند ،حیف از آدمی که یادنگرفتند گذشت را ویادی هم نکردند که بگذرند.گذشتن نه از هم و برای هم بلکه با زمانه گذشتن از گذشت،نبخشیدن که هزار مصلحت حاضراست و گذشتن ازگذشت که بخشش غایب است....(م.آشنا)

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

دنیا اگرچه اولش آشناست ولی هرآنچه از ازلش دور میشویم غریبه تریم.نه به دنیا بلکه خویشتن.تابحال مضطرب شده آید و باخود تامل کنید و ببینید دنیا شبیه چیست؟!!!آری.دقیقا شبیه دختری سرکش و هوسران که هیچ مردی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 17:36

شاید یه روز به حرفی که میگن اشتباه میکنم برسم،آنزمانی است که دیگر بهانه ای برای ماندن نیست و باید رفت،مهم نیست به کجا !!!باید فقط رفت.مانند آنزمانی که باید یادگرفت صبر را،آنگاهی که طاقت آدمی طاق میشودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 6:54

چه ریسمانی از این حلقه ناوصل،فصلی است این وصل.جمعتین بر گرد آتش نفرت.گرماگرم این ناموجود.خیرانه کینه به از بخل ایثار.فقط برای خودی،خودی ای که خود نیز فدای خویشانی است از باب نبودن.بودن در این معنا سوختن و اما نساختند.حیرانم به چه آرزوست در این اندک طولانی زمان عمر!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: زهرا اسماعیلی تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 6:54

صفحه بندی