ناب
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 2:01
طعنه بر ما مزن ای دوست که خود معترفیم دف زنان بر سر بازار به رسوایی خویش!!!!حضرت خیام
اینک عاشورا
-
تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 2:01
واینک دهمین روز از اولین ماههای عربی که حرام نیز حرمت نهاده شده است.حرمتی که بواسطه شهادت سرو و سالار جوانان بهشت دو چندان شده است.ماهی که هرسال حسین مریدانش را به جنگ و ایستادن در برابر شیطان وجود و سپس در عموم پیوستن این انسان گونه در جمع که تداعی ملتی در مدینه فاضله میگردد.از کجا آغاز میگردد؟از ع...
آه ،آه نهان
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 6:18
حال که صبر آموختنی است و اینک که می آموزیم صبر بالاترین نشانه احترام به حکمت خداست پس تمامی آنانی که مدخل این نظام هستی هستن را بی خیال،خدارا و فقط خدارا،خدایا پاس میدارم حکمتت را که گه گاه که آسمان نظرش را از آن سوبرمیکند و تلخی حال را به چشمانمان هویدامیکند صبر، شیرین ترین سپر مذمت و بدی و بدخواهی...
نیم آن پیدای پنهان!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 10:19
عرف را ، زاهدانه در مهنای باطنی پریشان که دیگر آنی نیست که بتوان فرمان نفسش را ستود منتظر می مانیم.حال که این حقیقت نافذ رافع مسیولیتمان نگردیده به هرآن سو دوانیم تا با واسطه و هربهانه گره ای که دیگر امید حجرانی از وفایش نیست بگشاییم.هرآنچند که نامیدی تیر شیطان است و امید به نافرجامی از پس ناامیدی ر...
منتظرم....
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:22
کوران تنهایی من آن شد که خواستگاهش اگرکه نبود ولی اتفاق افتاد.نمیدانم کجای این مقدر هستی سایه سنگین دارم که حضرتش اینگونه در شب قدر و آن پاسی از گذشت آن بامن گذشت نکرد و غریق زحمت دیگران شدم.برخود آنچنان حقیر وخوار متبادر شدم که گویی هیچگاه مثل این لحظه سنگین نیستم.تمام آن سرمایه ای که لااقل خود به
ناز نیاز
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:22
اولین لحظه ای که این مهیب بی هیچ انتظاری و با تمام بی تدبیری و باهیاهوی خواستن حق به جانب چنان بر سرم کوبیده شد و چنان متصور شدم که دیگر پای حرکت نخواهم داشت.اما منبعد آن هیاهوی کاذب مقید به آن شدم که این نیز بگذرد.تمام قصدم و نیتم آن بود که من مرید،مرادم را نیاشوبم باآنکه که نیشی را خوردم که هرزمان
مردن تدریجی
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:22
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه به در کوفت ... جوابش کردم ! دیدی آن تُرک ختا دشمن جان بود مرا ؟ گر چه عمری به خطا دوست خطابش کردم ... منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی در دلش افکندم و آبش کردم غرق خون بود و نمی مُرد
قدر
-
تاریخ: 1396/5/22 ساعت: 16:22
Sutak Sutak:در تمام تاریخ اسلام به بزرگی و والایی مولای متقیان،حضرت امیر من بعد نبی مکرم اسلام(ص) نبوده است،قدر شب قدر به قدرش که قادر مقدر میکند به رستگارشدن خلیفه اش بر روی زمین و زمینیان محبوس تفکر سوخته خویش و حسرت به دهان از نبود رحمت ایزدی و مولای خویش که واسطه بی بدیل حق و عدالت که پرمدعیان ی
آخرین فرصت ها
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 0:49
حجران غم ،مقدم ملجا ایست که سفره دل را شرم حسرتی از گذشته است.بوته مقصود ،گنجایشی است که انسانیت را به مبادی آداب محفل وصل آدم به نظاره مینشیند و شب را به مثابه روزی که خلوت غم را به کنجی مهمان است وغنیمتی است این لحظه که نابترین لحظه از لحظه هاست به قیمت پاکی گناهان ثانیه شمار میشود ودلی است که در
درسی از این همه مدعای شعار
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 18:23
خدایش بیامرزد که میگفت شیعه شناخت اسم هانیست بلکه شناخت مسمی هاست.جلودار و پیشوایمان حسن بن علی به مسمای کریم اهل بیت.خلیفه خدا روی زمین عصرش در آوردگاه گذشت و بخشش و کرامت.از حلم او در روایات گوناگون و گذشت از دوران زندگیش.خدایا قسم به این ساعت مقدست که هرآنچه ذره در نظرآفتابش ناچیزاست قدرت فهم آنچ...
انصاف
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
سیاه مایه بدی و جهل آدمی به همان اندازه خوبی آدمی نهایتی ندارد چنانچه که اصرار بر رویه خویش دال بر صحت افکارش آنچنان متصور میشود که خود مدعی حق و حق خواهی میگردد.که خود داعی حق میشود و دادگر زمان.!عجبا که تو حقی و بر حق ، گوییا باور نمیدارند روز داوری را کین همه قلب و دغل در کار داور میکنند!حضرت
این نیز خواهد گذشت
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
ای دل غم جهان مخور این نیز بگذرددنیا چو هست بر گذر این نیز بگذرد گر بد کند زمانه تونیکو خصال باش بگذشت از این بسی به سر این نیز بگذرد ور دور روزگار نه بر وفق رای توست اندوه مخور که بی خبر این نیز بگذرد یک حمله پای دار که مردان مرد را بگذشت از این بسی بتر این نیز بگذرد منت خدای را که شب دیر پای غم ا
بهانه
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
نمیدونم چون به حال و رزوم میخوره به دلم نشست یا اینکه واقعاشعر پر مغزیه!؟ گر به دولت برسی مست نگردی مردیگر به ذلت برسی پست نگردی مردیاهل عالم همه بازیچه دست هوسندگر تو بازیچه این دست نگردی مردی
این نیز گذشت
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
هم موسم بهار طرب خیز بگذردهم فصل ناملایم پاییز بگذردگر ناملایمی به تو کرد از قضاخود را مساز رنجه که این نیز بگذرد
آه از این سودا
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنایی نه غریب است که دلسوز من است چو
غروب یک رویا
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
آنچنان محو تماشای طلوعی شدیم که ناگهان سفره زمین در قفای زمان چرخید و تمام خواستن هایی که خواستنش فی نفسه ذات نبود به همان گرمی که محبت نثار میشد به همان گرمی درهم پاشید و آرزویی باسیلی تلخ روزگار قطعابه تاریخ پیوست.و تاریخ گواه همان سیاهی که در فرجام همان قهقهه مستانه فریاد مظلومی سرخواهد داد!!!(م....
رهایی
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
اگر بهای آدمیت به هیچ قیمتی در ردای انسانیت قالب گردد،افسوس است که دیگر جایی برای آن نمی ماند تا به هر مخلصی (روزنه ای برای فرار)کینه،فهماندن حق بی آنکه حقی داشته باشیم،اصرار برآنچه مافهمیدیم چه بسا باطل ،دیگر جولانگاهی برای عرضه اندام این ناپاکی هانیست.قویا نصیحتی است که با بازگشت به گذشته ،گذشته
من و این همه بودن در عین نیستی
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
احوال امروز حاکم بر نبودنی است که با تمام وجودم خواستنی برای بودن است و این تقلای تنهایی ،از آن من نصیب شده که باهمه و همه جوره باشم و اما تنها.و چقدر زیبا دکتر علی شریعتی میفرمود خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ ، غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن ، لذت ها را
روزه
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
روزه یعنی این باور که الآن ،یعنی حصار زمان همانند روز برتمامی احوال روشن است و خیر و نور آن متساتع از جمیع امور است.به همین علت است که عنوان روزه گرفته است.بدی هم در همین ماه که عین روز پرفروغ است و درهای رحمت حضرت حق پرواسعه ، نمایان است.پس قسم به روز و روزه خدا که هرآنچه خوب نیست نشود از آن ما.کین...
در دام
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 19:53
ای خدا تاکجا طاقت آزمونم میکنی؟هرآن گه به هر عملی،وسوسه عکس العملی که غیر از خیر خواهد به رهی همچون تلافی بد کنم!مانده ام و در این سوداگری این دو تلاطم خوب و بد چه زمانی منتها میشود. واقعا مانده ام.مانده ام.خدایا در این سینی همه معتقدند به قاعده این بازی دوار.یاهرازگاهی سینی راتکانی است؟مثلی است که